صفحه اصلی  |  راهنمای سایت  |  امور کاربران  |  پرسش و پاسخ  |  ارتباط با مؤسسه
مؤسسه در استانها
  

دفتر مرکزی:
تهران، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه دهم، پ 17، برج ایراتل،
کدپستی: 1514743111
تلفن: 88555555 (100خط)
تهران: 1881


شعبه مشهد مقدس:
مشهد مقدس، بلوار جانباز،
کوچه جانباز2،
نبش میلاد شمالی14 پلاک3
کدپستی: 9197864561
تلفن: 05117650450 (33خط)


شعبه قم:
قم، بلواربسیج،
بین کوچه های 23 و 25
کدپستی: 3715964996
تلفن: 02517730403
02517738211


شعبه آران و بیدگل:
آران و بیدگل،
بلوار امام خمینی،
کوچه رزاق زاده
کدپستی: 8741718651
تلفن: 88-03622729182


شعبه تنکابن:
تنکابن، خیابان جمهوری،
کوچه قائم، پلاک29
کدپستی: 67614-46817
تلفن: 01924235743
فکس: 01924238184


شعبه کرمان:
کرمان، چهارراه کاظمی،
روبروی بیمه ایران،
بالای کتابفروشی شکوری
کدپستی: 7613859387
تلفن: 03412226550


شعبه بیرجند:
بیرجند، خیابان معلم،
معلم 13، پلاک2
کدپستی: 9717864561
تلفن: 16-05612210012



شعبه زاهدان:
زاهدان، میدان امام علی (ع)،
میدان فلسطین،
جنب یخچال سازی
کدپستی: 9816697757
تلفن: 05412412117



شعبه ایلام:
ایلام، میدان شهید کشوری،
بلوارشهید بهشتی،
روبروی صدا و سیمای مرکز ایلام
تلفن: 08412240212


 

  
 
ازدواج و طلاق

ازدواج و طلاق

 

 

 

ازدواج در واقع یك مبادله اجتماعى است كه تداوم حیات اجتماعى را بر مبناى اصل «دگردوستى» تضمین مى كند. از نظر هانرى مندوراس كار اساسى ازدواج آن است كه دو طایفه و دو خانواده اى را كه با هم هیچ گونه ارتباطى ندارند به یكدیگر مربوط كند و در نهایت مى توان گفت ازدواج منشأ زیستى و جسمانى دارد كه بر این نوع حیات، فرهنگ نیز افزوده مى شود تا ساخت هاى اساسى خویشاوندى موجبات دگرگونى حیات طبیعى را فراهم آورد. این فرآیند ناشى از این واقعیت است كه انسان هم موجودى برخوردار از نیازهاى طبیعى و هم موجودى اجتماعى است. بدین لحاظ زوجیت نیز داراى ابعاد زیستى، اقتصادى، عاطفى و روانى است. بر این مبنا همزیستى زوجین در درون خانواده آنان را در چنان گردونه اى از ارتباطات متقابل مختلف قرار مى دهد كه بى هیچ شبهه اى قابل مقایسه با هیچ یك از الگوهاى روابط انسانى دیگر نیست.

 


موفقیت ازدواج متأثر از عوامل متعددى است. شواهد پژوهشى بسیار نشان مى دهد كه برخوردارى زوجین از آمادگى هاى كافى براى ازدواج خود یكى از عوامل تضمین كننده یك ازدواج موفقیت آمیز است و از زمره این آمادگى ها حضور بلوغ عاطفى در زوجین است، بلوغ عاطفى متضمن وجود دادوستد عاطفى است، قابلیت درك احساس دیگران یا همدلى است و فراتر از همه به رسمیت شناختن نیازهاى دیگران و پذیرش مسئولیت برآوردن آن نیازهاست. ازدواج و تشكیل خانواده به معنى پذیرش این مسئولیت به صورت مادام العمر و قبول تأمین نیازهاى شریك زندگى است.

 


اگرچه بلوغ عاطفى براى موفقیت در همه مناسبات و روابط انسانى امرى لازم و ضرورى است اما ازدواج در این میان بیشتر به این بلوغ نیاز دارد. خانواده امروزى بیش از گذشته بر قابلیت ها و استعدادهاى عاطفى و روانى زوجین متكى است. امروزه ازدواج دیگر بنا بر وجود یك ضرورت اقتصادى صورت نمى گیرد. موفقیت در ازدواج منوط به توانایى هر یك از زوجین در وقف وجود خود براى دیگرى است. به این لحاظ باید تأكید نمود كه ورود به عرصه ازدواج مستلزم وجود ذهنیتى بالغ و پخته است زیرا مقابله با مشكلات و موانعى كه در جامعه مدرن و پیچیده امروزى بر سر راه حیات خانوادگى قرار مى گیرد جز با ذهنیتى پخته و بالغ میسر نمى گردد، نكته دیگر حضور بلوغ اجتماعى است، وجود بلوغ اجتماعى به این معنى است كه فرد بتواند با اتكا به خود و بدون استمداد از دیگران از عهده انجام كارهاى خود در موقعیت ها و وضعیت هاى اجتماعى برآید.«خودگردانى كارآمد» در همه مسائل اجتماعى نشانه بلوغ اجتماعى و تضمین كننده موفقیت در ازدواج است. بر مبناى آنچه گفته شد بلوغ فیزیكى، ذهنى، عاطفى و اجتماعى جزء آمادگى هاى شخصى براى ازدواج محسوب مى شوند. یكى از موارد بلوغ عاطفى و اجتماعى، اتكاى فرد به خود و اعتماد به نفس بالا مى باشد. عزت نفس بالا به عنوان یك عامل مهم رضایت از زندگى، بهترین سرمایه گذارى در زندگى است. عزت نفس پایین باعث مى شود كه ما خود واقعى مان را با شرمندگى پنهان بسازیم، جلوه هاى تدافعى از خود بروز دهیم و مانع از شكوفایى توانایى هایمان شویم. به كمك عزت نفس سالم، دیگر لزومى ندارد كه از خود پنهان شویم، مسیر زندگى مان را خودمان به دست مى گیریم و منفعل نخواهیم بود. عزت نفس سالم به ما كمك مى كند تا خود را باور كنیم و به خودمان عشق بورزیم، رؤیاهاى خود را به واقعیت درآوریم و آینده خود را بسازیم.

 


تعارضات میان زوجین مى تواند به رشد رابطه میان آنها كمك كرده یا به آن آسیب رساند. این امر وابسته به این است كه یك تعارض چگونه حل وفصل شود. تعارض مى تواند موقعیتى را براى روشن سازى و تغییر انتظارات درباره رابطه و مفاهیم خود و شریك زندگى براى هر یك از زوجین فراهم نماید. در تعارض زوجین احساسات نسبت به یكدیگر را كشف كرده و كوشش هایشان را وقف تجدید رابطه رضایتمندانه مى نمایند. اما همیشه چنین نیست. تعارضات مى توانند هیجانات قوى را برانگیزند كه زمینه ساز حل مشكل نیستند. بالا گرفتن تعارض و توهین هاى شخصى احتمالاً نمى توانند به یك رابطه نفع رسانند. كاریل روزبولت (۱۹۸۷) و همكارانش چهار دیدگاهى را كه افراد براى مسأله گشایى در روابط نزدیك زناشویى اتخاذ مى كنند را شناسایى نموده اند. این دیدگاه ها عبارتند از:

 


۱- طرفین مسائل را بیان مى كنند و سعى دارند مصالحه كنند. به مشاور رجوع مى كنند و سعى دارند یكدیگر را تغییر دهند و در جهت بهبود رابطه گام بردارند.

 


۲- طرفین وفادارانه برخورد مى كنند، با حمایت از همسر خود به انتقادات او پاسخ مى دهند. یا به نحو نافعال ترى نظیر انتظار كشیدن، امیدوار بودن یا دعا كردن براى این كه مسائل با گذر زمان بهبود یابند عمل مى كنند.

 


۳- طرفین با صرف زمان كمتر با همسر خود، نادیده گرفتن او و امتناع از بحث كردن در مورد مسائل و رفتار همسرش به او پاسخ مى دهد.

 


۴- شخص به ترك همسر خود اقدام كرده یا با انجام طلاق به رابطه خاتمه مى دهد.

 

 
اگر قوام یك رابطه موردنظر باشد استفاده از دو راهبرد اول مفید و سازنده بوده و دو راهبرد اخیر زیانبار خواهند بود. هنگامى كه زوجین عمیقاً درگیر روابط محبت آمیز با یكدیگر شوند تصور این كه چنین احساسات گرمى بتواند به بى تفاوتى یا تنفر تغییر یابد مشكل است. تجارب موجود نشان مى دهند این امر غیرممكن نیست و هر رابطه دوستانه اى مى تواند خاتمه یابد. در نتیجه ازدواج ها نیز مى توانند به طلاق بیانجامند. به این دلایل است كه روابط اجتماعى نه به مثابه واحدهاى استوار و تغییرناپذیر بلكه به عنوان روابط متقابل پویا و متغیر مورد توجه قرار مى گیرند.

بنابراین علایق اولیه مى تواند با درگیرى هایى كه مطمئناً هیچ زندگى ای مصون از آن نخواهد بود، تغییر یافته و اختلافات جایگزین آن شود. معمولاً زنان و مردانى كه متاركه نموده اند در ازدواج بعدى خود مترصد جبران كمبودهاى اولیه مى باشند و گاهی همین مسأله باعث نادیده گرفتن بسیارى از فاكتورهاى دیگر مى گردد. در صورتی که بهتر است ابتداى امر، از همه لحاظ یكدیگر را ارزیابى نموده تا مسأله كفو بودن حتماً در نظر گرفته شود و طرفین به نقاط قوت و ضعف خود و همسر آینده خود توجه نمایند.

 

 


تحلیل روانشناختى - اجتماعى طلاق

 

 
«رنجش» یكى از عوامل گسستن رابطه دانسته شده است. در حوزه روابط زناشویى صدها فعالیت وجود دارند كه مى توانند زمینه بروز رنجش میان زوجین را فراهم كنند. اما چرا برخى از زوجین در برابر رنجش از پا در مى آیند در حالی كه دیگران راهى براى غلبه بر آن پیدا مى كنند؟ طبیعى آن است كه از مشكل آگاهى یافته و درصدد یافتن روشى براى اجتناب از آن یا حل وفصل آن باشیم زیرا تكرار یكنواخت و مستمر زندگى مى تواند به بروز چنین مشكلاتى منجر شود. نكته دیگر تغییر ارزیابى هاى متقابلى است كه زوجین پس از ازدواج نسبت به هم مطرح مى سازند. در بدو ازدواج زوجین تمایل دارند احساسات مثبت نسبت به یكدیگر داشته باشند كه در دامنه اى از محبت تا عشق عمیق به یكدیگر متغیر است. آنان هرچه بیشتر در عادات روزانه یك رابطه درگیر شوند نه تنها از میزان انجام این رفتارهاى ظریف و دلپذیر كم مى شود بلكه ارزیابى هاى منفى جایگزین آنها مى گردند. در یك رابطه نزدیك هم زنان و هم مردان براى انتقاد كردن، زخم زبان زدن، غرولند كردن و یافتن اشتباهات دیگرى آزادى عمل بیشترى را احساس مى كنند. باز هم تأكید مى شود كه آگاهى از مشكل و اقدام آگاهانه براى اجتناب از بروز آن امرى ضرورى و مثبت براى بقا و تداوم ازدواج است كه در این رابطه سهم هر یك از زوجین از اهمیت خاصى برخوردار است. در این راستا ضرورى است كه هر یك از آنها در آغاز زندگى مشترك نسبت به شباهت و عدم شباهت هاى میان خود واقع بین بوده و از بروز تعارض درهر یك از زمینه ها نظیر تربیت كودكان، وظایف خانه دارى و صحبت كردن با یكدیگر بپرهیزند و در عمل از گفته هاى خویش پیروى كنند. آنها نیازمندند براى یافتن روش هاى مؤثر براى اجتناب از تنفر و ایجاد میل و رغبت به زندگى زناشویى خود تلاش كنند. طلاق هنگامى روى مى دهد كه روابط میان زوجین به شكست بینجامد. در این رابطه لُوینگر (۱۹۸۰) سیر تحول یك رابطه را در گذر از پنج مرحله به شرح ذیل توصیف مى كند: جاذبه نخستین، ایجاد رابطه، ادامه، تباهى و خاتمه.

 

 
یكى از معمول ترین مشكلات در رابطه زوجین حسادت است. هنگامى كه یك فرد رقیبى را براى عواطف خود نسبت به كسى كه خود، او را دوست دارد درك كرده و مى بیند، احساس تهدید نموده كه این امر سبب ایجاد رنج در فرد مى گردد زیرا او پاداش هایى كه از رابطه دریافت مى نموده را از دست مى دهد. عزت نفس او تهدید مى شود و در نهایت فرد مورد هجوم سیل تحلیل برنده اى از افكار، احساسات و رفتارهاى ناخوشایند كه آنها را مى توان تحت عنوان «حسادت» نامگذارى نمود قرار می گیرد. حسادت مفرط در بردارنده اضطراب، ترس، درد، خشم، ناامیدى در كنار نشانه هاى بیمارى هاى جسمانى اى نظیر تنفر قلبى شدید و احساس خالى بودن است. رقیب ممكن است واقعى یا خیالى باشد و جاذبه خیالى میان رقیب و زوج فرد ممكن است در زمان حال و آینده یا در گذشته روى دهد. یكى از عوامل تعیین كننده تمایل به حسادت تجربیات دوران كودكى دانسته شده است، هرچه یك مادر و پدر بیشتر احساسات حسادت گونه ابراز دارند كودك آنها نیز بیشتر تمایل دارد به هنگام بزرگسالى به همان شیوه عمل نماید. (برینگل و ویلیامز ۱۹۷۹). تحریك حسادت از سوى یكى از طرفین در دیگرى غالباً به دلایل آزمودن رابطه، وادار ساختن طرف مقابل به اعمال توجه بیشتر، انتقام گرفتن و كوشش براى برانگیختن عزت نفس در دیگرى است. اما باید توجه داشت كسانى كه سعى دارند حسادت را به طرف مقابل خود تلقین كنند به بازى خطرناكى مشغولند كه مى تواند به تباهى یك رابطه بینجامد.

 


یكى از جنبه هاى مهم هر رابطه آن حدى است كه هر یک از طرفین احساس مى كند بنابر «انصاف» با او رفتار شده است. شرایط انصاف هنگامى برقرار است كه زوجین معتقد باشند كه به طور تقریبى از نظر جذابیت، جامعه پذیرى و هوش با یكدیگر برابرند. همچنین براى طرفین مهم است احساس كنند از نظر محبوبیت، مطلوبیت جنسى و تعهد به رابطه با یكدیگر برابر هستند. انصاف در جوانبى از زندگى نظیر كسب درآمد، مشاركت در امور خانه دارى و بینش نسبت به امور زندگى نیز مطرح مى گردد. در این راستا پژوهش ها نشان مى دهند درك برابرى و انصاف هم رضایتمندى زوجین از رابطه در پیش از ازدواج و هم موفقیت رابطه پس از ازدواج و تداوم آن را تضمین مى كند.

انحلال رابطه زوجین هنگامى كه طرفین در عشق نسبت به یكدیگر درگیرند امرى دردناك تر از هنگامى است كه رابطه خالى از محبت است. لوینگر (۱۹۸۰) معتقد است تباهى یك رابطه هنگامى آغاز مى شود كه طرفین رابطه فعلى را نامطلوب تر از گذشته ببینند. پاسخ طرفین به این وضعیت مى تواند فعال یا نافعال باشد. پاسخ فعال افراد تصمیم گیرى به خاتمه رابطه یا فعالیت در جهت بهبود آن است. پاسخ نافعال آن است كه فرد براى بهبود رابطه صبر كند یا صبورانه شاهد تباهى آن باشد. در این راستا فعالیت و صبر در جهت بهبود وضع رابطه سازنده و تصمیم گیرى براى پایان دادن به آن و صبورانه شاهد تباهى آن بودن غیر سازنده توصیف مى شوند. این كه گسستن یك رابطه در درازمدت به شیوه دردناكى صورت گیرد یا نسبتاً سریع روى دهد منوط به میزان جاذبه اى است كه دو فرد نسبت به یكدیگر احساس مى كنند (لى ۱۹۸۴). از این رو هنگامى كه روابط عاشقانه شكست مى خورند در مقایسه با روابطى سخت تر به تباهى و جدایى مى انجامد كه سطح بالایى از رضایتمندى را براى طرفین ایجاد نموده باشند و هر دو طرف از قبل میزان وقت بسیارى را جهت تداوم رابطه صرف كرده باشند و امكان انتخاب و دسترسى به زوجه یا زوج دیگرى به سادگى وجود نداشته باشد (روزبولت ۱۹۸۳ و سولومن ۱۹۸۲) و در خاتمه بحث مى توان چنین نتیجه گیرى نمود كه موفقیت آمیز بودن هر رابطه اجتماعى مستلزم شناخت دقیق طرفین از خصوصیات و ویژگى هاى طرف مقابل است. علاوه بر آنچه كه در فوق گفته شد اصل مورد تأكید در موفقیت ازدواج ها آن است كه با انتخاب همسرى لایق و شایسته مى توان مانع از بروز بسیارى از اختلافات شد. كسانى كه در انتخاب همسر و ازدواج عجولانه اقدام مى كنند با گذشت زمان متوجه اشتباهات خود شده و در رویارویى با موقعیت ها، یا به دلایل مختلف به زندگى عذاب آور خود ادامه مى دهند یا با گسسته شدن پیوند زناشویى خاطره تلخ و دردناك آن را تا پایان عمر به دوش مى كشند.

 

 

 

 

منبع:

روزنامه ایران ، شماره 3472 ، ۲۵/02/۱۳۸۵.

 



تاریخ درج مطلب :  09/03/88  

 
دفتر مرکزی : تهران ، خیابان بخارست ، نبش کوچه دهم ، برج ایراتل ، کدپستی 1514743111 ، تلفن : 88555554 ، (18 خط ) ، 1881
کلیه حقوق این سایت متعلق به www.KHEIRIE-ImamReza.ir می باشد. 1387©