صفحه اصلی  |  راهنمای سایت  |  امور کاربران  |  پرسش و پاسخ  |  ارتباط با مؤسسه
مؤسسه در استانها
  

دفتر مرکزی:
تهران، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه دهم، پ 17، برج ایراتل،
کدپستی: 1514743111
تلفن: 88555555 (100خط)
تهران: 1881


شعبه مشهد مقدس:
مشهد مقدس، بلوار جانباز،
کوچه جانباز2،
نبش میلاد شمالی14 پلاک3
کدپستی: 9197864561
تلفن: 05117650450 (33خط)


شعبه قم:
قم، بلواربسیج،
بین کوچه های 23 و 25
کدپستی: 3715964996
تلفن: 02517730403
02517738211


شعبه آران و بیدگل:
آران و بیدگل،
بلوار امام خمینی،
کوچه رزاق زاده
کدپستی: 8741718651
تلفن: 88-03622729182


شعبه تنکابن:
تنکابن، خیابان جمهوری،
کوچه قائم، پلاک29
کدپستی: 67614-46817
تلفن: 01924235743
فکس: 01924238184


شعبه کرمان:
کرمان، چهارراه کاظمی،
روبروی بیمه ایران،
بالای کتابفروشی شکوری
کدپستی: 7613859387
تلفن: 03412226550


شعبه بیرجند:
بیرجند، خیابان معلم،
معلم 13، پلاک2
کدپستی: 9717864561
تلفن: 16-05612210012



شعبه زاهدان:
زاهدان، میدان امام علی (ع)،
میدان فلسطین،
جنب یخچال سازی
کدپستی: 9816697757
تلفن: 05412412117



شعبه ایلام:
ایلام، میدان شهید کشوری،
بلوارشهید بهشتی،
روبروی صدا و سیمای مرکز ایلام
تلفن: 08412240212


 

  
 
جايگاه زن در اسلام در مقايسه با فمينيسم

جايگاه زن در اسلام در مقايسه با فمينيسم

مهري كماليان

مدير واحد مشاوره ازدواج و تحكيم خانواده


  

  مقدمه

  

  يا ايهاالناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا و نساء

اي مردم بترسيد از پروردگارتان ، آن كه شما را از يك تن بيافريد و از آن يك تن ، همسر او را خلق كرد و از آن دو ، مردان و زنان بسيار پديد آورد . ( سورة نساء، آية1)

 

     در جهان بيني اسلامي ، زن و مرد در اصل خلقت وزير بناي آفرينش مساوي هستند و چنين نيست كه يكي بر ديگري ترجيح داده شده باشد ؛ خداوند زن و مرد را از جان واحد آفريده است . به طور كلي اسلام به زن در جامعه به عنوان انسان مي نگرد ، نه بر اساس زن بودن . در مقابل اين ديدگاه، ديدگاهي قرار دارد كه زن را به عنوان موجودي با كاركردهاي خاص جنسيتي مي نگرد و طبعا به لحاظ محدوديتهاي فيزيولوژيكي زن او را به عنوان جنس دوم تلقي مي كند .اين ديدگاه، نگرشي است كه به تدريج طي قرون متوالي بدون آنكه مختص به منطقه خاصي باشد ، در همه جا نضج گرفته است . فمينيسم يا جنبش اجتماعي زنان در مقابله با ديدگاه دوم و بدون توجه به ديدگاه اول به منظور احقاق حقوق اقتصادي ، سياسي و اجتماعي زنان شكل گرفته است .

     ديدگاه دوم مي تواند نمادي از ركود فكري و فرهنگي عارض شده بر جامعه ما باشد .اين ركود موجب تجويز رويكرد همه جانبه به غرب از طرف روشنفكران و در نتيجه ايجاد شكافي عظيم در فرهنگ ما شد . هم اكنون نيز برخي از روشنفكران ما در مقابله با ظلمي كه در طول تاريخ به زن ايراني رفته ، با اتكاء به فمينيسم و رها نمودن اصول و ارزشهاي فرهنگي ما ، در صدد احقاق حقوق زنان مي باشند . از اين رو ضرورت پرداختن به موضوع به عنوان يك مساله اجتماعي ، اهميت خود را نشان مي دهد .

     شناخت بيشتر وضعيت و جايگاه زن در اسلام از طريق توسل به منطق نهضت بازگشت به خويش ، خود باوري و مقابله با شبيه گرايي، هدف مقالة حاضر است .

     روشي كه براي گردآوري اطلاعات مورد استفاده در اين نوشتار به كار رفته ، روش مطالعه اسنادي است .

 

طرح مساله

     امروز انديشه ناب اسلامي در رابطه با حركت و حضور فعال زنان جامعه ما با دو دسته موانع فرهنگي مواجه است . از يكسو با تفكري متحجرانه و قشري نگر كه عمق و هسته دين را رها كرده و به صورت و رويه آن چسبيده ، روبروست . تفكري كه در عمل با حدااكثر ابزارهاي موجود سعي در محدود كردن و نفي زنان دارد وبه جاي توليد انديشه خلاق در مورد زن و جايگاه آن در اسلام و جامعه اسلامي مطابق با مقتضيات زمان و مصالح نظام اسلامي ، حضور منفعل زن را در عرصه اجتماع ، ترويج مي نمايد . اين طيف اگرچه شديدا خود را معتقد به اصول اسلامي مي نماياند ولي عملا ، بدون آنكه در زمينه تعاملات خود با زنان ، اسلام را به عنوان يك مجموعه كامل و جامع مد نظر قرار دهد ، با افراد غير مسلماني كه در ديگر نقاط جهان ، زن را به عنوان جنس دوم تلقي مي كنند ، تفاوت ماهوي و كيفي چنداني ندارد(كديور ، ص11 ). از سوي ديگر در مقابل اين نگرش، نظريه فمينيستي قرار دارد كه ديدگاهي انتقادي به سود زنان دارد و در پي آن است كه منافع زنان را در برابر مردان تامين نمايد و به اين ترتيب نوعي تفكيك اجتماعي ايجاد مي كند .

     اين نوشتار سعي دارد به اين سئوال پاسخ گويد كه آيا زن مسلمان با تمسك به الگويي كه فمينيسم فراروي او قرار مي دهد، مي تواند به آزادي واقعي و كرامت وجودي خويش دست يازد .

 

تلقي هاي متفاوت از فمينيسم

     به نظر مي رسد كه استنباطهاي مختلفي از فمينيسم در جامعه ما وجود دارد .گاهي فمينيسم به عنوان نهضت خود يابي زنان و يك حركت فكري و اجتماعي براي تحقق برابري جنسيتي معرفي شده كه كليات آن  با مسائل اسلامي تطبيق دارد با اين استدلال كه با تكيه بر قرآن ، سنت ، عقل و ديدگاه فقيهان اين برابري ثابت مي شود  (سعيد زاده ، ص 40 ) و گاهي يكي از ناهنجاريهاي فكري بشري و مسلكي غير انساني خوانده شده كه اعتقاد به آن به معني خروج از چار چوبهاي پذيرفته شده ديني است(بي نا، ص 33 ) .

     اين مقاله بر آن است كه با يك رويكرد اسلامي به ارزيابي فمينيسم بپردازد زيرا هم موضوع مقاله اينچنين ايجاب مي كند و هم نويسندة آن معتقد است كه معيارهاي عام اخلاقي و انساني كه اسلام ارائه مي دهد ، چنين ارزيابي و مقايسه اي را امكان پذير مي سازد و ديگر آنكه نهاد ديني- اسلامي در فرهنگ جامعه ما ريشه دوانده و ارزشهاي اسلامي به ارزشهاي ايراني ، سخت گره خورده است ؛ از اين رو تحليل پديده فمينيسم در ايران با يك ديد تطبيقي نسبت به اسلام ، ممكن مي باشد .

 

ارزيابي فمينيسم با رويكرد اسلامي

مضمون اصلي نظريه هاي تفاوت جنسي فمينيستي ، تفاوت زندگي روحي دروني زنان با شكل كلي حيات روحي مردان مي باشد( ريتزر ، ص 470 ) . به نظر مي رسد كه تفاوتهاي انساني را بايد به دو دسته تقسيم و هر يك را جداگانه تحليل كرد : دسته اول ، اختلافات اخلاقي وارزشي كه مربوط به جنسيت نيست و دسته دوم ، اختلافات غير ارادي و تفاوت هايي كه منشا جنسي دارد و مربوط به طبيعت زن ومرد است ، نه شخصيت آنها( فيروزه چي ، ص 254 ) .

     در مورد نوع اول تفاوت ها با مدد جويي از قرآن كريم ، مي توان به آيه 13 سوره حجرات اشاره كرد : يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثي وجعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم ان الله عليم خبير. اي مردم ما شما را از مرد و زني آفريديم و شعبه ها و قبيله ها  گردانديم تا يكديگر را بشناسيد ؛ به درستي كه گرامي ترين شما  نزد خدا ، پرهيزكارترين شماست ؛ خدا داناي آگاه است .

     آيه فوق ضمن تاكيد بر برابري زن ومرد ، ملاك ارزشمندي و عامل برتري و كرامت انسانها را در تقوي مي داند ، نه جنس آنها .

     خداوند در موضوع خلقت زن ومرد نيز تصريح مي كند كه هر دو را از يك سرشت آفريده است . در تمامي آيات قرآن مربوط به آفرينش زن ومرد ، همواره جنسيت را از حريم ذات وماهيت انساني آن دو خارج دانسته و هرگز مردانگي و زنانگي را موجب تمايز نوع انسان نمي داند( كديور ، ص61 ) .

يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا ونساء ( سوره نساء، آيه 1 )   

اي مردم بترسيد از پروردگارتان ، آن كه شما را از يك نفس واحد آفريد و از آن ، همسر او را خلق كرد و از آن دو ، مردان و زنان بسيار پديد آورد .

آيات مختلف قرآن مبين آن است كه جنسيت در حقيقت انسان راهي ندارد و مرد و زن از جنس واحدي هستند. همان مقداري كه مرد از ماهيت انساني بهره دارد ، زن هم دارد : والله جعل لكم من انفسكم ازواجا (سوره نحل ، آيه 72 )

و خداوند از جنس خودتان براي شما ، زوج آفريد .

     قرآن به لحاظ مسئوليتهاي سياسي و اجتماعي نيز، زن را همدوش مرد معرفي مي نمايد و آنان را در ارزشهاي انساني ، يكسان مي شمارد .

و المومنون و المومنات بعضهم اولياء بعض يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر و يقيمون الصلوه ويوتون الزكوه ويطيعون الله ورسوله اولئك سيرحمهم الله ان الله عزيزحكيم ( سوره توبه ، آيه 71 )

مردان مومن و زنان مومن دوستان يكديگرند ، امر به معروف ونهي از منكر مي كنند ونماز به پا مي دارند و زكات مي دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبرداري مي كنند ؛ البته خدا آنها را رحمت خواهد كرد ؛ خدا صاحب اقتدار وحكمت است .

          ولايت مومنان و مومنات بر يكديگر نشان دهنده آن است كه از نظر قرآن ، زنان موجودي در حاشيه ويا جنس دوم يا جنس ضعيف نبوده ، در مهمترين امور چون سياست و مشاركت در تصميم گيري سياسي ، اهليت دارند . اين در حالي است كه سيره پيامبراكرم (ص ) نيز به روشني نشان مي دهد كه ايشان قائل به حقوق زنان همسان حقوق مردان ، تا در حاكميت بوده اند . بيعت ايشان با زنان يكي از افتخار آميز ترين صفحات تاريخ اسلام است . در روزگاري كه مردم از شنيدن خبر به دنيا آوردن دختر ، چهره شان سياه و تباه مي شد كه چگونه چنان رسوايي بزرگي را تحمل كنند و در جامعه اي كه دختران چند روزه را به جرم دختر بودن ، زنده به گور مي كردند ، پيامبر (ص)  زنان را تا جايي تكريم مي كنند كه ايشان را در بيعت يعني در مشروعيت حاكميت خويش ، شريك مي كنند.

     شيوه رفتار سياسي حضرت زهرا (س) وزينب كبري نيز نمايانگر حضور ونقش فعال ايشان در موقعيتهاي اجتماعي است(كديور ، ص63 ) .

     به طور كلي از لحاظ ارزشي و ساختار شخصيتي ، ميان زن ومرد هيچگونه تفاوتي وجود ندارد ( واثقي راد ، ص146 ) و هيچ ارزشي در اسلام يافت نمي شود كه تمامي مردم را در بر نگيرد و فقط به جنس خاصي تعلق داشته باشد .

     درباره دسته دوم تفاوتهاي انساني كه منشاء جنسي دارد بايد گفت كه اين تفاوتها ، مشاركت وتفاعل مرد و زن را در تشكيل خانواده و ادامه حيات انساني ، امكان پذير مي سازد . پيام آفرينش اين است كه زن ومرد هيچيك ، ويژگيهاي طبيعي خود را دليل برتري ارزشي خود بر ديگري و خصوصيات طبيعي ديگري را دليل نقصان و عقب ماندگي و مظلوميت خود نبينند . تنها در اين صورت است كه معماي قديمي ديالكتيك زن- مرد ، به راحتي و به راستي حل مي شود  ( فيروزه چي ، ص 254 ) .

     به تعبير استاد شهيد مطهري ، تمامي تفاوتهاي زن ومرد را بايد به حساب " تناسب " گذاشت ، نه نقص يكي و كمال ديگري . قانون خلقت خواسته است با اين تفاوتها ، تناسب بيشتري ميان زن ومرد كه براي زندگي مشترك آفريده شده اند به وجود آورد  (قربان نيا ، ص87 ) .        

     يكي ازمضامين نظريه هاي نابرابري جنسي فمينيستي ، نابرابري فرصتهاي زندگي براي زنان ومردان مي باشد كه از سازمان جامعه نشات مي گيرد (ريتزر ، ص 473 ) . گرچه نگاه تاريخي به اين مساله اجتماعي ، از وجود چنين واقعيتي حكايت مي كند و از ديدگاه بدسازماني اجتماعي نيز قابل تبيين است ، ولي تعاليم اسلامي نشانگر مقابله جهان بيني اسلامي با چنين واقعيتي است .

     يكي از روشنترين موضوعات در اسلام ، تاكيد بر برابري فرصتهاي تحصيلي براي زنان و مردان مي باشد. سخن والاي پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه بسيار معروف است : طلب العلم فريضه علي كل مسلم و مسلمه، طلب علم بر هر مرد وزن مسلمان واجب است (فكور ، ص38 ) .

     به نظر مي رسد كه نابرابري فرصتهاي اشتغال در اسلام با توجه به ديدگاه نيازها ، قابل تبيين باشد . خداوند متعال براي تعيين نوع نيازها و شيوه تامين نيازهاي مشترك انساني ، فطرت را ملاك قرار مي دهد  . اسلام نه تنها نيازهاي واقعي را سركوب نمي كند، بلكه در مقابل آنها سكوت نيز نكرده و پاسخي مناسب را فراراه جوامع بشري قرار مي دهد . به نظر مي رسد كه نياز جوامع به بقا و ادامه حيات انسان و توجه به مراحل بار داري ، زايمان و يائسگي زن ، فرصتهاي اشتغال كمتري را در اختيار او قرار داده است .

     از سوي ديگر اسلام با اشتغال زنان به اعمال و وظايفي كه با عزت و شرافت آنان منافات نداشته باشد و آنان را به ابتذال نكشاند ، مخالفتي ندارد ؛ بلكه زنان نيز همانند مردان از تصدي مشاغل منع  نشده، در انتخاب شغل ازآزادي كامل برخوردارند . مضاف بر اينكه در اسلام ، زن از استقلال كامل اقتصادي برخوردار است . خداوند در قرآن مي فرمايد : للرجال نصيب ممااكتسبوا و للنساء نصيب ممااكتسبن ؛ يعني مردان از آنچه كسب مي كنند ، بهره مي برند و زنان نيز عينا از آنچه كسب كنند ، بهره مي برند (مير خليلي ، ص104) .

     برخلاف موضع فمينيستهاي ليبرال كه ارزش خاصي براي عرصه خصوصي زنان قائل نمي شوند (ريتزر ، ص474) ، اسلام ارزشي والا براي عرصه خصوصي قائل است . در باور اسلامي خدمات عاطفي ، جهتي يكسويه ندارد؛ اساسا زن و مرد براي يكديگر آفريده شده اند و مايه آرامش يكديگرند ؛ چنين نيست كه تنها زن براي مرد آفريده شده باشد . قرآن كريم به صراحت بيان مي كند كه همه موجودات براي انسان آفريده شده اند و انسان ، اعم از مرد وزن است (قربان نيا ، ص87 ) . وظايف خانه داري از ديدگاه اسلام بي اهميت تلقي نمي شود و زن مي تواند در مقابل ارائه اين خدمات از همسرش ، مزد دريافت كند ؛ در اينصورت شايد حتي نتوان عنوان وظيفه را به آن نسبت داد .

     نظريه هاي ستمگري جنسي فمينيستي همانطور كه از نامشان پيداست به ستمي كه بر جنس زن رفته و مي رود ، تاكيد دارند . در تعاليم اسلامي ، همه اشكال خشونت نسبت به همه انسانهاي بيگناه ، ممنوع است و در باره زن به تاكيدهاي فراوانتري در اجتناب از ستمگري بر ايشان ، بر مي خوريم . در قرآن آمده است : و عاشروهن بالمعروف  يعني با زنان به نيكي رفتار كنيد  (مقدسي ، ص48 ) .

در اين زمينه رواياتي از پيغمبر اكرم (ص) و ائمه (ع) نيز نقل شده كه ضمن تكريم مقام زن ، از ستم بر آنها نهي مي كنند . از جمله :

و انهن امانه الله عندكم فلاتضاروهن ولاتعضلوهن؛ و به درستي كه زنان نزد شما امانت الهي هستند ؛ پس بر آنها ستم نكنيد .

خيركم خيركم لنسائكم وبناتكم ؛ بهترين شما آن است كه بهترين برخورد را با زنان و دختران خود داشته باشد ( كديور ، ص62 ) .

     در چنين فرهنگي به زن، بهاي كمي داده نمي شود ؛ اما ره به افراط نيز پيموده نمي شود و به برتري جنس زن اعتقاد ندارد . مجازاتهايي كه قانون اسلام به منظور جلوگيري از ظهور و اشاعه فساد و فحشا چه براي مرد و چه براي زن در نظر گرفته است ، شيوه پاسخگويي مناسبي به نيازهاي كاذب جنسي آن دو مي باشد . حجاب نيز به نوبه خود مي تواند بر شيء گونگي زن وكار كرد ترغيب به مصرف گرايي از طريق معيارهاي مد و زيبايي - كه اخيرا براي زن در نظر گرفته شده است - خط بطلاني بكشد .

 

نتيجه گيري

     نوآوري ، اميد بخشي و رشد يك فهم انتقادي از جامعه كه مد نظر پژوهشگران فمينيست است، نقطه قوت فمنيسم به شمار مي آيد زيرا باعث مي شود كه زنان به عنوان نيمي از جمعيت جهان ، بر خورد فعالانه اي با مسائل اجتماعي پيرامون خود داشته باشند و خواهان جهاني عادلانه تر و انسانيتر باشند  اما واقعيت حاكي از آن است كه فمينيسم گرچه دستاوردهاي چشمگيري چون افزايش ميزان تحصيلات زنان ، افزايش نيروي كار زن در مشاغل مختلف ، حق انتخاب براي تنها زيستن و . . . را براي زنان داشته است ، ولي در مقابل ، بحران و مشكلات جديدي چون تزلزل خانواده ، مسائل روحي زنان ، خشونت عليه زنان و . . . را نيز دامن زده است . كار در بيرون از خانه مضاف بر به دوش كشيدن تمام مسئوليتهاي خانواده ، فشاري مضاعف را براين جمعيت تحميل كرده است .

     در شرايط كنوني ، دنيا با بحران خشونت عليه زنان مواجه است و رسيدگي به اين موضوع در دستور كار كليه اجلاسهاي بين المللي مربوط به زنان و خانواده قرار گرفته است . ضعيف شدن اعتقادات جوامع و بي بند و باري حاصل از آن ، گستره خشونت را در جهان غرب وسيعتر نموده و زنان و كودكان ، بيشترين قربانيان اين پديده هستند . در تمامي سند هاي بين المللي كه در برنامه كار سازمان ملل متحد وجود دارد ، هر كجا صحبتي از زنان به وجود مي آيد ، مقوله رفع خشونت عليه زنان نيز مطرح مي گردد . سازمانها و تشكلهاي عديده اي در سطوح جهاني و ملي، به صورت هاي دولتي و غير دولتي در اين رابطه ايجاد شده است . اين مساله حقيقتا از حالت مشكل خارج شده و به بحران تبديل گشته است . جهان غرب به دنبال آن است كه اين بحران را از طريق اداري و اجرايي حل نمايد ؛ حال آنكه حلقه مفقوده ،جاي ديگري است . بسياري از كارشناسان محافل  بين المللي در دنيا متوجه نقش موثر مذهب در رفع اين بحران شده اند ؛ ليكن اجراي برنامه هاي لازم ، نيازمند تحولات اساسي در سيستم نگرش جهاني است ( صديقي ، ص 77 ) .

     تجربه فمينيسم در كشورهاي بسياري چون آمريكا باعث شده كه سياستگزاران بار ديگر به نقش خانواده پي ببرند و آنها را وادار نموده تا باز بر سلامت خانواده اصرار ورزند . در برنامه هايي كه سازمان ملل متحد به مناسبت سال جهاني خانواده – 1994 – اعلام داشته ، خانواده را به عنوان هسته مركزي جامعه ، مورد تاكيد قرار داده است ( بي نا ، ص33 ) .

     قضاوت كلي پژوهشگر كه در نتيجه انجام تحقيق حاضر به دست آمده اين است كه تنها اسلام است كه عدالت و آزادي واقعي همراه با حفظ شان و شكوه زن را به ارمغان آورده است ، بدون آنكه واقعيتهاي وجودي و نيازهاي فطري او را قرباني كند . زن مسلمان از آن جهت كه دين او ، آئين برابري است و عوامل تبعيض را در هيچ شكل و رنگي نمي پذيرد ، خود را از فمينيسم بي نياز مي داند و آن را به دليل اينكه شامل خواسته هاي نامشروع و غير انساني ، سقوط اخلاقي ، ايجاد روحيه ستيزه جويي و ... مي شود، مورد انتقاد قرار مي دهد . زن مسلمان با پذيرش اسلام از همه مزاياي موجود در انديشه هاي بشري برخوردار و از هر گونه نقص و نارسايي آنها به دور است و به اين ترتيب از هر نوع زبوني مبرا ست .

 


 

منابع  

1.    ريترز ، جورج ، 1377، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر ، تر . محسن ثلاثي ، تهران، انتشارات علمي، چاپ سوم .

2.    سعيد زاده ، محسن ، مرداد 1374 ، " زن ، جنسيت و اسلام " ، ماهنامه پيام زن ، شماره 41 .

3.  صديقي ، مرضيه ، پائيز 1378 ، " نگاهي به روند جهاني جنبش زنان و موقعيت زن در جمهوري اسلامي ايران " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

4.    فكور ، فاطمه ، پائيز 1378 ، " پايگاه اجتماعي و سياسي زن " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

5.    فيروزه چي ، آسيه ، پائيز 1378 ،"استاد جعفري و شخصيت اسلامي زن"، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

6.    قربان نيا ،ناصر، پائيز 1378 ، " زن وقانون مجازت " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

7.    كديور، جميله ، 1375 ،  زن ،  تهران ، انتشارات اطلاعات ، چاپ اول .

8.    مقدسي ، نجمه ، پائيز 1378 ، " خشونت عليه زنان " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

9.    مير خليلي ، سيد احمد ، پائيز 1378 ، " زن در حقوق خانواده " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

10.واثقي راد ، محمد حسين ، پائيز 1378، " زن وقصاص " ، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 12 .

11.     ____ ، بهمن 1373 تا ارديبهشت 1374 ، " فمينيسم ، تكرار تجربه هاي نا موفق ( قسمت اول تا چهارم ) " ، ماهنامه پيام زن ، شماره 35 تا 38 .   

 



تاریخ درج مطلب :  02/09/87  

 
دفتر مرکزی : تهران ، خیابان بخارست ، نبش کوچه دهم ، برج ایراتل ، کدپستی 1514743111 ، تلفن : 88555554 ، (18 خط ) ، 1881
کلیه حقوق این سایت متعلق به www.KHEIRIE-ImamReza.ir می باشد. 1387©