صفحه اصلی  |  راهنمای سایت  |  امور کاربران  |  پرسش و پاسخ  |  ارتباط با مؤسسه
مؤسسه در استانها
  

دفتر مرکزی:
تهران، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه دهم، پ 17، برج ایراتل،
کدپستی: 1514743111
تلفن: 88555555 (100خط)
تهران: 1881


شعبه مشهد مقدس:
مشهد مقدس، بلوار جانباز،
کوچه جانباز2،
نبش میلاد شمالی14 پلاک3
کدپستی: 9197864561
تلفن: 05117650450 (33خط)


شعبه قم:
قم، بلواربسیج،
بین کوچه های 23 و 25
کدپستی: 3715964996
تلفن: 02517730403
02517738211


شعبه آران و بیدگل:
آران و بیدگل،
بلوار امام خمینی،
کوچه رزاق زاده
کدپستی: 8741718651
تلفن: 88-03622729182


شعبه تنکابن:
تنکابن، خیابان جمهوری،
کوچه قائم، پلاک29
کدپستی: 67614-46817
تلفن: 01924235743
فکس: 01924238184


شعبه کرمان:
کرمان، چهارراه کاظمی،
روبروی بیمه ایران،
بالای کتابفروشی شکوری
کدپستی: 7613859387
تلفن: 03412226550


شعبه بیرجند:
بیرجند، خیابان معلم،
معلم 13، پلاک2
کدپستی: 9717864561
تلفن: 16-05612210012



شعبه زاهدان:
زاهدان، میدان امام علی (ع)،
میدان فلسطین،
جنب یخچال سازی
کدپستی: 9816697757
تلفن: 05412412117



شعبه ایلام:
ایلام، میدان شهید کشوری،
بلوارشهید بهشتی،
روبروی صدا و سیمای مرکز ایلام
تلفن: 08412240212


 

  
 
بررسي تغییر نقش زنان در خانواده و عوامل موثر بر بهبود آسیب های ناشی از آن

بررسي تغییر نقش زنان در خانواده

و عوامل موثر بر بهبود آسیب های ناشی از آن

ليلا ناصر

كارشناس امور فرهنگي

دفتر مركزي : تهران


 

 

مقدمه

 

خانواده به عنوان اولین گروهی است که فرد در آن عضویت می یابد و طی فرایند اجتماعی شدن، ارزش ها و هنجار های اجتماعی در او درونی می شود. در نتیجه ی رابطه ی متقابل بین جامعه و خانواده، ویژگی ها و آسیب های آن ها از هم تأثیر می پذیرد، بنابراین نهاد خانواده از اهمیت زیادی برخوردار است و مناسبات درون خانواده و نقش افراد نیز جایگاه ویژه ای می یابد. علاوه بر این، همراه با تغییرات اجتماعی به وجود آورنده ی دنیای مدرن، به تغییر در نهاد خانواده و شکل تازه ای از روابط و نقش اعضاء، به خصوص نقش زنان پی می بریم.

 

به نظر محقق، مطالعه و ارزیابی تغییر نقش زنان در خانواده و توجه به عوامل موثر بر این تغییرات و آسیب های ناشی از آن و در نهایت اتخاذ رویکردی دموکراتیک و منطبق با شرایط روز و در جهت توسعه، می تواند در بهبود شرایط نامساعد خانواده موثر باشد و خود زنان در راستاي بهبود شرایط خانواده عامل مهمی هستند.

 

 رویکرد روش شناسی این مقاله مبتنی بر جامعه شناسی تحلیلی- تجربی و روش جمع آوری اطلاعات مطالعه ی اسنادی است.

 

 

تغییرات خانواده و نقش زنان و عوامل موثر بر آن

 

سوالی که در آغاز مطرح می شود این است که همراه با تغییرات اجتماعی، ساختار خانواده به طور کلی و نقش زنان در خانواده به طور خاص چه تغییراتی کرده و عوامل موثر بر تغییر نقش زنان چیست؟

 

قبل از صنعتی شدن، خانواده یک واحد تولیدی با مهارت و بازدهی ناچیز بود، از این رو برای تولید مجبور به استفاده از نیروی کار خانوادگی می شد. به استثناء خانواده ی اشراف و خانواده ی بورژوازی که زن ها و مرد های آن ها هیچ فعالیت تولیدی نداشتند، در تمام خانواده های دوره های قبل، زن و مرد مشغول کار بودند و حتی بر حسب ناحیه ی جغرافیایی، گاه فعالیت شغلی زن ها مهم تر و مشکل تر از مرد ها بود. در واحد تولیدی خانواده بعضی فعالیت ها زنانه و برخی دیگر مردانه تلقی می شد ولی کار هیچ یک از افراد قابل سنجش با پول نبود. در نتیجه فعالیت کلیه ی افراد خانواده در جهت رفاه عمومی خانواده انجام می شد (اعزازی:146). در انتخاب الگو های ازدواج نیز معمولا عشق یا محبت نقش تعیین کننده نداشت و به جای آن، منافع اجتماعی و اقتصادی مربوط به تداوم نقش اقتصادی خانواده و نگهداری و مراقبت از وابستگان، اهمیت اساسی داشت. گروه خانوادگی معمولا یک واحد تولید یکپارچه بود و همه ی اعضاء آن- زن، شوهر و کودکان- در فرایند تولید همکاری می کردند. اگر چه زنان مسئولیت اصلی پرورش کودک را عهده دار بودند، نقش اقتصادی مهمی نیز در خانواده داشتند(اعزازی:428،430).

 

از حدود قرن هفدهم در اروپا و کمی دیرتر در آمریکا که کشاورزی تجاری در واحدهای تولیدی بزرگ توسعه یافت، خانواده های کشاورز ِکوچک از زمین های خود جابه جا شدند و این فرایند جابه جایی با صنعتی شدن، شتاب بیشتری یافت و تولید کالاها و خدمات در کارگاه ها، کارخانه ها و اداره ها انجام گرفت. یعنی خانواده دیگر یک واحد تولیدي نبود و محل کار از خانه جدا شد (گیدنز،430:1382).

 

در پی این تغییرات، نقش زنان، مردان و کودکان نیز تغییر کرد و از نخستین سال های صنعتی شدن بسیاری از زنان علاوه بر مراقبت از کودکان در خانه، برای کار به بیرون از خانه می رفتند و نیروی کار آن ها با پول مبادله می شد. در نتیجه کار هر فرد قابل سنجش با پول بود و زنان نیز شخصاً دستمزد خود را دریافت می کردند و غیبت در محل کار سبب کاهش دستمزد می شد. بنابراین زنان نیمی از روز در محل کار و بقیه ی اوقات در خانه بودند. همچنین به گفته ی آنتونی گیدنز بنای تشکیل خانواده و پیوند بین افراد بر اساس ارتباطات عاطفی بود، نه به دلایل اقتصادی. تصمیم بچه دار شدن نیز با توجه به هزینه های زیاد و صرف وقت، بیشتر تصمیمی عاطفی بود. برخلاف دوران قبل که این تصمیم یک تصمیم اقتصادی و دارای منفعت اقتصادی بود.

 

اشتغال زنان در دوران جدید موجب استقلال یافتن آنان شد به طوری که هویت شان بیشتر توسط خودشان تعریف می شد نه چارچوب های سنتی نقش مادر- همسر و در پی آن، عده ای نیز بالا رفتن نرخ طلاق را ناشی از همین تغییر در نقش زنان می دانند.

 

علاوه بر این تغییرات، تغییرات قانونی ، باعث دگرگونی اساسی در وضع زنان شد و آن ها به تدریج در حیطه های گوناگون دارای حقوق مشابه مردان شدند، امکان آموزش، ورود به دانشگاه و اشتغال در مشاغلی که قبلا خاص مردان بود و حق رأی را بدست آوردند و در امور سیاسی حق شرکت یافتند.

 

می توان گفت از عوامل موثر در اکثر این تغییرات، بالا رفتن آگاهی زنان، فعالیت آنان برای خود و شکل گیری و حرکت جنبش های زنان است که سعی در از میان بردن تقسیم نقش سنتی در خانواده و کسب حقوق برابر زن و مرد را داشت و باعث این دگرگونی ساختاری شد.

 

 

 

نظریه های مربوط به تغییر نقش زنان

 

نظریه های مطرح شده از سوی جامعه شناسان در باب تغییرات خانواده و تغییر نقش زنان چیست؟ آیا آن ها نسبت به این تغییرات خوش بین هستند یا بدبین؟

 

به طور کلی دو تیپ سیاست و نظریه ی متفاوت در رابطه با خانواده وجود دارد که به تقابل و رویارویی با هم پرداخته اند. تیپ اول نظریات با تحولات خانواده در جامعه ی مدرن از موضعی لیبرال برخورد می کند و این تحولات را مثبت ارزیابی می کند و آن را پیامد بهبود موقعیت زنان در حوزه ی اجتماعی می داند و به طور کلی بر این دیدگاه است که هر چند اشکال خانواده بسیار متفاوت از گذشته شده اما باید پذیرای این تغییرات در نهاد خانواده بود. و تیپ دوم نظریات، این تغییرات جدید را از موضع محافظه کارانه نقادی می کند، با بدبینی به تحولات خانواده می نگرد، آن را در شرایط بحرانی ارزیابی می کند و خانواده ی سنتی را شکل ایده آل روابط می داند.

 

شلسکی از جامعه شناسانی است که متأثر از شرایط بحرانی بعد از جنگ جهانی دوم، سعی در ترسیم شکل مطلوب از خانواده ی دوران خود را داشت و خانواده را به عنوان تنها باقی ماندة ثبات اجتماعی در نظر گرفته و در تقویت و حفظ آن کوشید. شلسکی سلطه ی طبیعی مرد بر سایر اعضاء خانواده را به عنوان ضامن حفظ کارکردهای خانواده می داند و بر خانه داری زن نیز تأکید دارد، زیرا تنها در این حالت، کارآیی منحصر به فرد خانواده که سبب تربیت فرزندان در محیطی سرشار از اعتماد و مراقبت می شود، تضمین می گردد. از دید شلسکی باید این مجموعه، یعنی پدر نان آور قدرتمند و مادر مسئول فرزندان را برای حفظ ثبات اجتماعی به هر قیمتی حفظ کرد (اعزازی:119).

 

همچنین رابرت لین در کتاب زندگی سیاسی می نویسد: مشارکت زنان در امور سیاسی و هر نوع وابستگی خارج از خانه، به معنی دزدی از فرصت های خانوادگی است.

 

 پارسونز در نظریه ی تفکیک نقش ها، با این تصور که اشتغال زنان، نظام خانواده را در معرض خطر قرار می دهد، اشتغال زنان را نکوهش می کند. او دو نقش متفاوت را در خانواده مطرح می کند: از نظر او مرد نقش ابزاری و زن نقش بیانگر دارد. نقش ابزاری بیشتر شامل حالات مردانه و نقش بیانگر شامل حالات زنانه است. به اعتقاد او این تقسیم نقش باعث حفظ وحدت خانوادگی می شود. زیرا نقش مرد دادن پایگاه اجتماعی به خانواده از طریق شغل مرد و حفظ امنیت و آسایش خانواده از طریق درآمد شغلی اوست و نقش زن ایجاد روابط عاطفی(بیانگر) در درون خانواده و حفظ روابط عاطفی برای اعضاء که از مشکلات گوناگون جامعه رنج می برند ضروری است.

 

 پارسونز این تقسیم نقش را بهترین شکل برای حفظ وحدت خانوادگی می داند و تداخل هر نوع نقش دیگر را سبب بر هم خوردن تعادل زندگی به حساب می آورد. زیرا به خصوص در حالت اشتغال زن، او حالت بیانگر را از دست داده و تبدیل به رقیب شغلی شوهر خود می شود و رقابت زن و شوهر با یکدیگر سبب ناهماهنگی و نابسامانی خانواده می شود.

 

از صاحب نظران دیگر، دیوید پوپنو، جامعه شناس آمریکایی است که در کتاب بر هم خوردن آشیانه که در 1987 منتشر شد، برداشت سنتی و محافظه کارانه را نمایندگی می کند و به نقد تحول خانواده در جامعه ی مدرن می پردازد. تز اصلی او در این کتاب از این قرار است: در پیشرفته ترین جوامع مدرن، خانواده ی سنتی بورژوائی تضعیف شده و رو به اضمحلال است.

 

پوپنو کاهش اندازه ی خانواده و افزایش تعداد زنان مزدوجی که به اشتغال اجتماعی و کارمزدی می پردازند را یکی از نشانه های این تحول می داند. او می پذیرد که بسیاری از سیاست های دولت رفاه نظیر افزایش برابری زنان و مردان و گسترش نهادی شدن امر مراقبت اجتماعی از کودکان و سالخوردگان مثبت است، اما او درباره ی پیامد های منفی آن که تضعیف خانواده ی هسته ای را در بر دارد، هشدار می دهد. نمونه ی عالی مورد نظر او از خانواده بر پایة برداشت چند دهة پیش از خانواده استوار است که انعکاسی است از دیدگاه پارسونز که خانواده را سنگ بنای نظم اجتماعی می داند. تعریف پوپنو از خانواده چنان بسته و محدود است که به کارمزدی زنان در جامعه به عنوان یکی از علل تضعیف زندگی خانوادگی با نظر منفی می نگرد.

 

اما جز این نظرات بدبینانه نسبت به تغییر نقش زنان، از دید جامعه شناسان لیبرال و منتقد پوپنو نظير دالستروم هیچ نشانه ای دال بر این که تنوع اشکال رابطه ی دو جنس و تضعیف خانواده ی هسته ای به معنای کاهش اهمیت زندگی خانوادگی ست، وجود ندارد.

 

گیدنز نیز با برشمردن عوامل موثر بر دگرگونی خانواده معتقد است که تأیید یک دیدگاه لیبرالی کاملا باز درست به نظر نمی رسد و نفی هر گونه اخلاقیاتی در خانواده و اینکه در محیط خانواده اجازه ی هر عملی داده شود نیز دیدگاهی کاملاً معتبر نیست. به اعتقاد او برای فهم تغییرات در حوزه ی خانواده و درک اختلاف نظر ها فقط یک راه وجود دارد و آن ظهور دموکراسی در عواطف است. دموکراسی عاطفی یعنی وجود تساوی بین دو جنس و اعتماد افراد در ارتباطات و تصمیمات. به گفته ی او برای داشتن یک جامعه ی مستحکم باید خانواده های مستحکم داشته باشیم و امروزه خانواده ی مستحکم باید بر اساس تساوی بین دو جنس بنا شود.

 

 

 

عوامل موثر بر بهبود آسیب های ناشی از تغییر نقش زنان

 

 اما برای بهبود روابط در خانواده و شکل گیری خانواده ای مستحکم و کاهش آسیب های ناشی از تغییرات نقش چه باید کرد؟

 

به نظر می رسد در شرایط کنونی، زنان شاغل- متأهل تحت فشار مضاعف در خانواده قرار دارند. اما راه حل از میان بردن این مشکلات، تشویق زنان به خانه داری، مقابله با اشتغال آن ها، به انزوا بردن شان و تأکید بر نقش مادری و همسری و محافظت و پشتیبانی از کودکان و شوهران نیست. بلکه نگرش اجتماعی نسبت به این پدیده باید دگرگون شود و نه تنها زن ها به انجام فعالیت های اجتماعی تشویق شوند بلکه باید در نگرش تقسیم نقش سنتی در خانواده نیز دگرگونی حاصل گردد.

 

تغییرات فرهنگی، تغییر نگرش ها، ایجاد ارزش ها و هنجارهای جدید و منطبق با شرایط روز در سطح اجتماع در باب روابط درون خانواده، تأکید بر گفتگو و مشورت زن و مرد برای حل مشکلات، تغییر شیوه های سنتی در پرورش کودکان و دقت در فرایند اجتماعی شدن دموکراتیک دختر و پسر در خانواده، توجه به تغییرات اجتماعی و در نظر گرفتن اشتغال زنان به عنوان عاملی برای توسعه کشور و رشد فردی و به گفته ی حمیدرضا جلائی پور، توجه و تلاش برای رعایت اصول و ویژگی های خانواده ی مدنی و تلاش برای پیگیری قوانین دموکراتیک در خانواده و رابطه ی بین اعضاء گرچه با توجه به عقب بودن جامعه در این حوزه و عدم توجه و تشویق آن از سوی رسانه ها و دولت کار سختی است و نیاز به صرف وقت بیشتری دارد اما موجب افقی شدن هرم قدرت، احترام به حقوق فردی و اجتماعی افراد در خانواده و کاهش مشکلات خواهد شد.

 

برای شروع به نظر می رسد توجه به تغییرات خانواده همپای تغییرات اجتماعی و توصیف و تفسیر آن توسط دختر و پسری که در ابتدای راه تشکیل خانواده هستند، توجه به ایجاد نیازهای جدید در خانواده توسط آن ها، لزوم تطابق با شرایط جدید و توافق بر سر اصول خانواده ی دموکراتیک و مدنی به بهتر شدن شرایط برای نسل آینده کمک کند.

 

در اين راستا، مشاورين ازدواج و تحكيم خانواده مي توانند نقش موثري در بالا بردن سطح آگاهي مردان و زنان جامعه نسبت به اين تغييرات، داشته باشند.

 

 

 

نتیجه گیری

 

همان طور که آورده شد با وجود همه ی تغییراتی که در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی صورت گرفته و ادامه دارد، هنوز بسیاری از آثار، الگو ها و مناسبات سنتی قدیم در زوایای مختلف جامعه و ذهن مردم به قوت خود باقی است که در برابر تغییر و توسعه مقاومت می کند. اما به هر حال تعدد نقش زنان و اشتغال آن ها یک واقعیت تاریخی است، همیشه بوده ، وجود دارد و از جهات گوناگون اجتناب ناپذیر است.

 

 برای کاهش تضاد نقش های زنان و آسیب های خانواده، همگامی و مساعدت جامعه و مردم برای تبدیل آن ها به توافقات ضروری است. علاوه بر ایجاد و تغییرات در حوزه ی قانون اساسی، خود زنان نیز در تغییر نگرش ها و تلاش و رهبری برای شکل گیری مساعدت شرایط اجتماعی نقش به سزایی دارند.

 

امانوئل کاستلز، نویسنده ی کتاب عصر اطلاعات در سفر خود به ایران طي سخنراني در دانشگاه علامه طباطبائی، در عصر جدید زنان را به عنوان عامل تغییرات اجتماعی دانست و گفت تغییرات اجتماعی زمانی محقق می شود که تفکر و ذهن آدم ها تغییر کند. او در پاسخ به سوالی که مطرح شده بود برای توسعه در ایران چه باید کرد، گفت: این فقط به زنان جامعه بستگی دارد.

 

 

 


 

منابع

 

- اعزازی، شهلا، جامعه شناسی خانواده:با تأکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ دوم، 1380.

-  جلائی پور، حمید رضا، غفلت فمینیست های ایرانی، سایت امروز، 13/2/85.

-  قنواتیان، مریم، اشتغال و تعدد نقش های زنان، روزنامه ی ایران، شماره ی 3144، پنجشنبه5/3/84.

- گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی. ترجمه ی صبوری، منوچهر، تهران: نشر نی، چاپ نهم، 1382.

- گیدنز، آنتونی، چشم انداز خانواده، ترجمه ی جلائی پور، محمدرضا، مجله ی آفتاب، شماره ی 29، سال سوم، مهر 1382.



تاریخ درج مطلب :  28/07/87  

 
دفتر مرکزی : تهران ، خیابان بخارست ، نبش کوچه دهم ، برج ایراتل ، کدپستی 1514743111 ، تلفن : 88555554 ، (18 خط ) ، 1881
کلیه حقوق این سایت متعلق به www.KHEIRIE-ImamReza.ir می باشد. 1387©