صفحه اصلی  |  راهنمای سایت  |  امور کاربران  |  پرسش و پاسخ  |  ارتباط با مؤسسه
مؤسسه در استانها
  

دفتر مرکزی:
تهران، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه دهم، پ 17، برج ایراتل،
کدپستی: 1514743111
تلفن: 88555555 (100خط)
تهران: 1881


شعبه مشهد مقدس:
مشهد مقدس، بلوار جانباز،
کوچه جانباز2،
نبش میلاد شمالی14 پلاک3
کدپستی: 9197864561
تلفن: 05117650450 (33خط)


شعبه قم:
قم، بلواربسیج،
بین کوچه های 23 و 25
کدپستی: 3715964996
تلفن: 02517730403
02517738211


شعبه آران و بیدگل:
آران و بیدگل،
بلوار امام خمینی،
کوچه رزاق زاده
کدپستی: 8741718651
تلفن: 88-03622729182


شعبه تنکابن:
تنکابن، خیابان جمهوری،
کوچه قائم، پلاک29
کدپستی: 67614-46817
تلفن: 01924235743
فکس: 01924238184


شعبه کرمان:
کرمان، چهارراه کاظمی،
روبروی بیمه ایران،
بالای کتابفروشی شکوری
کدپستی: 7613859387
تلفن: 03412226550


شعبه بیرجند:
بیرجند، خیابان معلم،
معلم 13، پلاک2
کدپستی: 9717864561
تلفن: 16-05612210012



شعبه زاهدان:
زاهدان، میدان امام علی (ع)،
میدان فلسطین،
جنب یخچال سازی
کدپستی: 9816697757
تلفن: 05412412117



شعبه ایلام:
ایلام، میدان شهید کشوری،
بلوارشهید بهشتی،
روبروی صدا و سیمای مرکز ایلام
تلفن: 08412240212


 

  
 
ازدواج دیر هنگام و فاصله نسل ها


ازدواج ديرهنگام و فاصله نسل‌ها


تا چند دهه پيش، دخترها و پسرها چند سال پس از سن بلوغ ازدواج مي‌كردند و به خانه بخت مي‌رفتند.  
اگرچه امكانات مثل حالا نبود، ولي با همان اوضاع، دل‌ها خوش بود و شرايط خانواده‌ها براي وصلت، شروع و ادامه زندگي خيلي ساده‌تر و كارسازتر از امروز. مرد خانه به‌دنبال رزق و روزي و كسب و كار بود و زن در خانه با بچه‌هاي قد و نيم‌قد خود سرگرم. روزي نبود كه همسايه و فاميل‌ها از هم بي‌خبر باشند و سري به هم نزنند. چند سالي كه گذشت انگار دنيا زير و رو شد  و همه آداب، رسوم و روابط به هم ريخت؛ حالا بچه‌ها درس مي‌خوانند، دانشگاه مي‌روند و بعد دنبال كار مي‌گردند تا شرايط و امكانات زندگي را فراهم كنند.
آمارها نشان مي‌دهند سن ازدواج در دختران 6/27 سال و در پسران 8/28 سال در سال 84 بوده است. به‌عبارتي در حال حاضر نيمي از مردان جوان و يك سوم زنان جوان مجردند.
راستي بر سر دنيا چه آمده؟ چرا اين همه تغيير؟!
دكتر رهسپار، متخصص نازايي مي‌گويد: «اغلب زنان و مردان به‌دليل ازدواج‌هاي بي‌موقع، امكان بچه‌دارشدن ندارند و موقعي شروع به درمان مي‌كنند كه دير شده و زمان يائسگي نزديك است». در اين نوشتار به معضلات ناشي از ازدواج ديرهنگام در امر فرزندپروري و تبعات آن مي‌پردازيم. لازم به ذكر است كه نكات يادآوري‌شده شامل تمامي والدين و فرزندان نيست ولي اغلب اينگونه اوضاع را دربرمي‌گيرد.
1- معضلات بهداشتي‌:
ازدواج در سنين بالا امكان باروري را در مردان و زنان كاهش مي‌دهد و اگر دوران درمان را به آن اضافه كنيم، عملاً عده‌اي از دختران و پسران ما فرصت فرزنددارشدن را از دست مي‌دهند. پزشكان توصيه مي‌كنند: «بعد از 35سالگي زنان از بارداري اجتناب كنند» ولي به‌خصوص در شهرهاي بزرگ اين شانس براي خيلي از كودكان فراهم نيست و اغلب از مادران مسن به‌ دنيا مي‌آيند. با توجه به تبعات سالخوردگي و ميانسالي حتي از نظر فيزيكي به‌خصوص مادران در اين زمينه با محدوديت‌هاي زيادي مواجه هستند.
بنابراين درصورت بارداري، جنين امكان رشد مطلوب را نخواهد داشت و حتي در دوران شيرخواري نيز به‌دليل جسم نحيف مادر تغذيه كامل به او نخواهد رسيد. بالابودن امكان تولد كودك عقب‌مانده در اشكال مختلف به‌خصوص پديده منگوليسم در والدين بالاي 35سال چشم‌انداز وضعيت را نا‌زيباتر كرده است.
دكتر الوندي، متخصص تغذيه مي‌گويد: «امكان امراض عفوني، ناتواني‌هاي فيزيكي در زمينه فعاليت‌هاي جسمي و مواردي از اين دست در كودكاني با والدين ميانسال، بيشتر به‌چشم مي‌خورد».
۲-  تبادلات عاطفي:
والدين به‌دليل شرايط زندگي طولاني همراه با آزادي و اشتغالات فردي به‌هنگام ازدواج و به‌خصوص تولد فرزند دچار تنش‌هاي اساسي مي‌شوند. هرچه سن تاهل بالاتر باشد تكانه‌ها عميق‌تر خواهد بود. اين وضعيت همانطور كه گفته شد با آمدن كودك، وخيم‌تر مي‌شود، چرا كه مسئوليت و محدوديت‌پذيري تحميلي زن و مرد را افزايش مي‌دهد.
عدم‌آمادگي روحي و تحول در نوع و روند زندگي از سويي و احساس گناه ناشي از به‌دنيا آوردن ديروقت فرزند از سويي ديگر، منجر به رفتارهاي متضاد، دوگانه و ناهماهنگي مي‌شود كه كودك را در معرض استيصال، بي‌قراري و عدم‌تعادل قرار مي‌دهد. بي‌حوصلگي، نداشتن اوقات خالي براي فرزند‌‌، عدم‌توانايي جسمي و فاصله سني زياد، با دادن امكانات رفاهي بيش از حد لزوم و دوركردن طفل از خانه با سپردن به مهد‌كودك يا پرستار پر مي‌شود.
پس از چند سال با بزرگ‌تر‌شدن فرزند، فاصله سني والدين و كودك بيشتر و بيشتر مي‌شود. شايد ساده‌ترين مشكل اين فرزندان كه هيچ‌گاه به آن فكر هم نكرده‌ايم، اين است كه اصولاً اين اطفال از ديده‌شدن والدين پير نزد دوستانشان شرمنده و خجالت زده‌اند.
فاصله سني و در نتيجه فرهنگي بين اين دو نسل آن‌قدر زياد است كه هيچ راهي را به‌سوي تفاهم و همدلي باز نمي‌گذارد.
دكتر صاحبي، جامعه‌شناس مي‌گويد‌: «فاصله نسل با نسل بعدي از لحاظ فرهنگي 6 سال است؛ يعني هر 6 سال به نوعي يك نسل فكري عوض مي‌شود. حالا تصور كنيد بين مادر و دختري كه 35 سال اختلاف سني هست، چند نسل ديدگاهي مطرح مي‌شود و اينها چقدر مي‌توانند با هم كنار بيايند يا اصلاً همديگر را بفهمند! شايد اين هماهنگي حتي به 10درصد هم نرسد. اين وسط چه كسي مقصر است؟».
در اين راستا فرزند هم حس ترحم والدين ميانسال را دارد، هم از سويي به‌دليل برآورده‌نشدن نيازهاي اساسي مثل تبادلات عاطفي، خشم و ناكامي را تجربه مي‌كند و اين انديشه‌هاي مختلف در نهايت به تعارض عميقي منجر مي‌شود كه در مقاطع مختلف حيات، نشاط و شادابي طبيعي كه حق مسلم همه انسان‌هاست را مختل مي‌كند. در مواردي سن يائسگي مادر با دوران بلوغ فرزند همزمان مي‌شود و 2موجودي كه نياز به توجه، آرامش، كمك و حمايت همه‌جانبه دارند بدون هيچ پشتوانه‌اي مجبور به نه تنها تحمل هم، بلكه درك يكديگر هستند.
فقط كساني اين وضعيت را درك مي‌كنند كه خود دچار آن بوده يا در نزديكان، اين «حادثه» را تجربه كرده‌اند. به‌نظر مي‌رسد، در وضعيت فعلي اغلب والدين و بچه‌ها هر دو به‌طور همزمان بحران هويت را تجربه مي‌كنند و در اين زمان سوء‌تفاهم‌ها و تنش‌ها به حداكثر خود مي‌رسد و امكان برخورد ميان والدين ميانسال و فرزندان نوجوان افزايش مي‌يابد.
مادري مي‌گويد: «نوجوان‌ها هر فرد بالاي 25سال را بر بالاي تپه مي‌بينند كه قرار است حركت نزولي خود را شروع كند». مادر ديگري مي‌گويد: «هر چه صبر و تحمل كاهش مي‌يابد، دشواري سركردن با نوجوان‌ها بيشتر مي‌شود». درك كردن نوجوان‌ها در سنين بالاي والدين، چالش بزرگي است. بيرون آمدن از دوران كودكي نيازمند تغييرات فراواني است و به همين دليل هرگز عجيب نيست كه نوجوانان تا اين اندازه خودمحور هستند و والدين تا اين اندازه مستأصل.
3-  پيري و رقابت با فرزندان جوان:
بعضي از والدين به‌راحتي نمي‌توانند با جذابيت و قدرت جسماني فرزندان خود كنار بيايند. اين وضعيت در پدر و مادران ميانسال بيشتر به چشم مي‌خورد. اغلب ما دوست نداريم با شكوفاشدن دختران و پسرانمان احساس پيري كنيم. البته بسياري از والدين اصولاً اين امر را انكار و از هزار راه آن ‌را رد مي‌كنند ولي هستند كسانيكه صادقانه با اين احساسات هراسناك خود در تماس‌اند و در نتيجه متوجه مي‌شوند كه مي‌توانند خود را از اين احساسات رهايي بخشند.
مادري مي‌گويد: «دخترم زيباست و خواستگارهاي فراواني دارد. دنيا از آن اوست. من وقتي به سن او بودم تا اين حد امتياز و امكانات نداشتم. گاه از اينكه حسادت مي‌كنم شرمنده مي‌شوم، با اين حال حاضرم هر‌كاري را كه از دستم برمي‌آيد برايش انجام بدهم. بايد يك مادر غيرطبيعي باشم. چگونه مي‌توانم با اين احساسات آميخته‌ام كنار بيايم؟»
واقعيت آن است كه اين مسئله بيش از حدي كه گمان مي‌كنيم عموميت دارد. غيرطبيعي نيست كه انسان در مورد گذشته خود تأسف بخورد و از امكاناتي كه حالا در اختيار دخترش قرار دارد غبطه بخورد. اين حسادت را در پدران نيز به‌راحتي مي‌توان تجربه كرد. وضعيت زماني به اوج مي‌رسد كه مادر علاقه خود را بيشتر به فرزند ذكور نشان دهد و استعداد و توانمندي‌هاي تحصيلي و محبوبيت فردي- اجتماعي پسرش را به‌رخ شوهر بكشد. اين مقايسه بين خود و فرزند و حس خودكم‌بيني و ازدست‌دادن فرصت‌ها در ميان والدين پير به تنش بيشتر با فرزندان و ايجاد حس كدورت و گاه خشم و دلشكستگي‌هاي عميق دامن مي‌زند.
در سال‌هاي اخير نظريات مختلفي براي جلوگيري از بالارفتن سن ازدواج از سوي صاحب‌نظران پيشنهاد شده كه در عمل جوابگوي اين بحران ملي نبوده و نيست. نظرياتي مانند «ازدواج حين تحصيل و كمك والدين براي حل و فصل مشكلات اقتصادي جوانان، كاهش تجملات و چشم‌و‌هم‌چشمي‌ها و ساده‌برگزاركردن مراحل ازدواج از قبيل مهريه، جهيزيه، مراسم عروسي و پشتيباني دولتي مانند دادن وام، خانه‌هاي اجاره‌اي و فروشي ارزان قيمت و راهكارهايي از اين دست، بيشتر در حد تئوري باقي مانده و در زمان اجرا به‌ دليل موانع مختلف مثل عدم‌ارائه راه‌حل‌هاي عملي، عدم‌پشتيباني ارگان‌هاي مسئول، عدم‌پيروي الگوهاي جامعه از راه‌هاي پيشنهادي مثل ساده‌زيستن و... عملاً به بن‌بست رسيده است.
با همه اين احوال از رعايت اعتدال و تفكر بالغانه در درازمدت مي‌توان به راه حل عاقلانه و منسجمي رسيد كه هم از مواهب زندگي در عصر حاضر استفاده و لذت برد و هم روند طبيعي زندگي را رعايت كرد و از آن محروم نشد. در اين راه نمونه‌هاي بسيار موفقي نيز در جامعه وجود دارند كه به نوبه‌خود به‌عنوان مدل‌هاي عملي قابل برداشت خواهند بود.
   

روزنامه همشهری - یکشنبه ۱۹ اردیبهشت - شماره ۵۱۱۵

 



تاریخ درج مطلب :  02/03/89  

 
دفتر مرکزی : تهران ، خیابان بخارست ، نبش کوچه دهم ، برج ایراتل ، کدپستی 1514743111 ، تلفن : 88555554 ، (18 خط ) ، 1881
کلیه حقوق این سایت متعلق به www.KHEIRIE-ImamReza.ir می باشد. 1387©