صفحه اصلی  |  راهنمای سایت  |  امور کاربران  |  پرسش و پاسخ  |  ارتباط با مؤسسه
مؤسسه در استانها
  

دفتر مرکزی:
تهران، خیابان احمد قصیر (بخارست)، نبش کوچه دهم، پ 17، برج ایراتل،
کدپستی: 1514743111
تلفن: 88555555 (100خط)
تهران: 1881


شعبه مشهد مقدس:
مشهد مقدس، بلوار جانباز،
کوچه جانباز2،
نبش میلاد شمالی14 پلاک3
کدپستی: 9197864561
تلفن: 05117650450 (33خط)


شعبه قم:
قم، بلواربسیج،
بین کوچه های 23 و 25
کدپستی: 3715964996
تلفن: 02517730403
02517738211


شعبه آران و بیدگل:
آران و بیدگل،
بلوار امام خمینی،
کوچه رزاق زاده
کدپستی: 8741718651
تلفن: 88-03622729182


شعبه تنکابن:
تنکابن، خیابان جمهوری،
کوچه قائم، پلاک29
کدپستی: 67614-46817
تلفن: 01924235743
فکس: 01924238184


شعبه کرمان:
کرمان، چهارراه کاظمی،
روبروی بیمه ایران،
بالای کتابفروشی شکوری
کدپستی: 7613859387
تلفن: 03412226550


شعبه بیرجند:
بیرجند، خیابان معلم،
معلم 13، پلاک2
کدپستی: 9717864561
تلفن: 16-05612210012



شعبه زاهدان:
زاهدان، میدان امام علی (ع)،
میدان فلسطین،
جنب یخچال سازی
کدپستی: 9816697757
تلفن: 05412412117



شعبه ایلام:
ایلام، میدان شهید کشوری،
بلوارشهید بهشتی،
روبروی صدا و سیمای مرکز ایلام
تلفن: 08412240212


 

  
 
زندگی آرام با تصمیم گیری های مشترک

زن جوان در دومين ازدواج به دنبال راهكاري براي ادامه زندگي است
زندگي آرام باتصميم‌گيري‌هاي مشترك


مشاور: مدت آشنايي شما با سهيل چقدر بود؟
خيلي كم حدود 2 تا 3ماه باهم آشنا بوديم و بعد ازدواج كرديم.
مشاور: گفتيد همسرتان احساس مسئوليت ندارد. امكان دارد بيشتر توضيح دهيد.
سهيل دائم در حال تفريح با دوستانش است شب‌ها دير و گاهي اصلاً به خانه نمي‌آيد. در امور خانه مشاركت نمي‌كند. هزينه زندگي را پرداخت نمي‌كند. گاهي سر كار مي‌رود و گاهي نمي‌رود و اصولاً قيدوبندي در امور زندگي ندارد.
مشاور: در مورد بچه چگونه رفتار مي‌كند؟ آيا او را دوست دارد؟
پسرمان را خيلي دوست دارد اما مي‌گويد من جوان هستم و مي‌خواهم جواني كنم و از زندگي لذت ببرم. تو از بچه نگهداري كن و با او زندگي كن و به من هم كاري نداشته باش.
مشاور: پاسخ شما به او چيست؟
مخالفت مي‌كنم. از او مي‌خواهم كه نقش بيشتري در خانه داشته باشد و نسبت به بچه و من احساس مسئوليت بيشتري كند. از او مي‌خواهم كه بموقع به خانه بيايد و ارتباط كمتري با دوستانش داشته باشد. ولي او دائم با من درگير است و مي‌گويد نمي‌تواند اسير من و خانواده شود.
مشاور: درواقع شما در سن 30سالگي با پسر 23ساله‌اي ازدواج كرده‌ايد كه تقريباً هفت سال از شما جوان‌تر است و الآن هم مي‌گويد مي‌خواهد جواني كند و شايد احساس مي‌كند كه شما بر او مديريت مي‌كنيد و مي‌خواهيد او را كنترل كنيد.
بله دقيقاً معتقد است كه من مي‌خواهم او را كنترل كنم درحالي كه اينطور نيست.
مشاور: علت متاركه از همسر اولتان چه بود؟
او پرخاشگر بود و دائم من را كتك مي‌زد. حتي در مقابل ديگران، بسيار اقتدارگرا بود و حرف، حرف خودش بود و كسي را قبول نداشت.
مشاور: پس بي‌مسئوليت نبود. چون شما فرموديد كه همسر فعلي شما (سهيل) مثل همسر قبلي شما است.
البته سهيل هم توجهي به خواسته‌ها و انتظارات من نمي‌كند.
مشاور: چقدر با او اختلاف سن داشتيد و چند سال با او زندگي كرديد.
همسراولم هشت سال از من بزرگتر بود و دو سال با او زندگي كردم و احساس مي‌كردم كه اختلاف سن عاملي است كه او را وادار كند مديريت خود را به زور اعمال كند.
مشاور: آيا در ازدواج اولتان، خودمختار بوديد يا اجباري دركار بود.
نه ما مدتي باهم آشنا بوديم و بعد نسبت به هم علاقه‌مند شديم و تصميم به ازدواج گرفتيم و هيچ اجباري نبود.
مشاور: شما مسئله اختلاف سن با همسر اولتان را به عنوان عاملي در بروز مشكلات عنوان كرده‌ايد، چقدر اين موضوع در تصميم‌گيري براي ازدواج دوم شما تأثير داشت.
دلم مي‌خواست كه همسرم با من همدلي بيشتري داشته باشد و خوب خيلي‌ها مي‌گفتند مرد با سن پائين‌تر، انعطاف بيشتري دارد.
مشاور: پس شما آرزو داشتيد با مردي ازدواج كنيد كه بر او مديريت كنيد و حتي بتوانيد جلوي بعضي از رفتارهاي او را بگيريد.
البته من جلوي رفتار او را نمي‌گيرم ولي او مي‌گويد كه مي‌خواهد آزاد باشد و من آزادي‌هاي او را محدود مي‌كنم.
مشاور: از نظر شما حداقل سه عاملي كه همسرتان در شما ديده و باعث شده كه شما را به عنوان همسر خود انتخاب كند، چه چيزهايي است؟
ظاهر من و وضعيت مالي من از او بهتر است چون سالهاست كه كار مي‌كنم و ديگر اين كه او هميشه از تجربه و درايت من تعريف مي‌كرد و مي‌گفت خيلي محكم هستي.
مشاور: از صحبت‌هاي شما اينطور برداشت مي‌شود كه او به دنبال يك فرد قوي‌تر از خودش بوده زيرا سن كمي داشته است (البته در مقابل شما) و تمايل داشت كه زير چتر حمايتي شما باشد و شما هم نقش يك مادر و نه يك همسر را براي او ايفا كرده‌ايد و سهيل هم در اوايل راضي بوده اما كم‌كم دچار مشكل شده است.
البته گاهي مردان عوض اين كه به دنبال همسر باشند، به دنبال شخصيتي مادرگونه مي‌گردند و اين مشكل هم عموماً به دوران كودكي و زندگي شخصي آنان و نقش هريك از پدر و مادر در زندگي مربوط مي‌شود. ولي گاهي زنان هم، همسراني باتجربه‌تر و كم سن‌تر را ترجيح مي‌دهند و اين تصور غلط وجود دارد كه مرد كم‌تجربه با سن كمتر، قابل كنترل و مديريت‌پذيري بيشتري است. البته شايد اين خواسته زن در ابتداي زندگي مشترك با يك مرد جوانتر برآورده شود اما در بلندمدت و با افزايش انتظارات و توقعات و تمايل نداشتن يا ناتواني هركدام از زوجين در پذيرش اين موقعيت جديد، مشكلات به سرعت خود را نشان مي‌دهد. كمااينكه شما نيز براي همسرتان نقش يك مادر را داشتيد و او هم اگر منطقي و با درايت تصميم مي‌گرفت شايد هرگز حاضر نمي‌شد كه با شما ازدواج كند درحالي كه هفت سال از شما كوچكتر است. سهيل در سن 23 سالگي توانايي اداره يك زندگي را نداشته است. البته ما مرداني را داريم كه حتي در سن پائين‌تر هم مي‌توانند يك خانواده را اداره كنند كه البته درصد آنها بسيار كم است. توانايي مرد و زن در اداره زندگي و مديريت خانه يك امر اكتسابي است و به آموزش‌ها و تربيت خانوادگي افراد بستگي دارد. تفاوت‌هاي روانشناختي زن و مرد نيز در اين زمينه اهميت دارد. اصولاً رشد عقلاني و عاطفي دختران و پسران با يكديگر متفاوت است.خصوصاً در سنين نوجواني، دختران از سرعت رشد رواني – اجتماعي بيشتري برخوردار هستند لذا در سنين جواني آمادگي آنها براي ازدواج بيشتر است. تجربيات و توانايي‌هاي يك دختر 20 ساله با يك پسر 20 ساله متفاوت است و به دليل تفاوت‌هاي رواني، اجتماعي و فيزيكي كه وجود دارد، زنان جامعه ما عموماً زودتر از مردان آمادگي پذيرش مسئوليت و اداره زندگي را دارند.يكي از ملاك هاي بسيار مهم در انتخاب همسر سن زوجين است كه عموماً توصيه شده است كه بين زن و مرد براي ازدواج حداقل 3 تا 5 سال اختلاف سن وجود داشته باشد سن بالاتر مرد از آنجا كه مديريت خانواده از جمله مديريت اقتصادي خانواده را بر عهده دارد، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است
شما در ازدواج قبلی مردی را در کنار خود داشتید که ظاهراً قدرت طلب و اقتدارگرا بوده است و این شما در ازدواج قبلی مردی را در کنار خود داشتید که ظاهراً قدرت طلب و اقتدارگرا بوده است و این شیوه اداره زندگی برای شما که خود نیز شخصی کنترل کننده دارید بسیار دشوار بوده است و برای جبران لطمات و صدماتی که در زندگی گذشته خورده اید این بار تصمیم گرفتید با فردی کوچکتر از خود ازدواج کنید که شاید اقتدار و خودرأیی فرد قبلی را نداشته اما بنا به  گفته خود شما احساس مسئولیت هم نمی کرده است . زنان باید توجه کنند مدیریت و اقتدار افراطی زنان در زندگی زناشویی انفعال و عقب نشینی آقایان و نهایتاً مسوئلیت ناپذیری مردان را به دنبال دارد . همسر شما جوان و کم تجربه بود اما با حضور همسری مثل شما هم ضرورتی بر احساس مسئولیت نمی کرده است زیرا شما امور زندگی را در دست داشتید و وقتی از این وضع خسته شده اید و در خواست یاری کردید ،  همسر شما دیگر آمادگی و تمایل به این موضوع را نداشته است و این یک روند قابل پیشبینی در این نوع انتخاب هاست و متأسفانه در این زندگی فرزند شما بدون گناه ، تاوان تصمیم گیری ناپخته شما و پدرش را میدهد و هر زمانی که ما تصمیم نادرست بگیریم نسل بعدی خود را قربانی کرده ایم و مسئولیت ما زنان به حکم مادری و توانایی بارداری در این زندگی بیشتر است . البته مردها هم باید برای شروع یک زندگی مشترک تجربه کتفی داشته و با عقل ومنطق و رعایت ملاک های یک انتخاب صحیح اقدام کنند . چیزی که همسر شما به آن توجه نکرده است .
 همسر من یک بچه بود و من هم اشتباه کردم اما در حال حاضر نمی دانم چه کار کنم آیا از او جدا شوم یا به زندگی ادامه دهم . در زندگی گذشته فرزندی نداشتم لیکن در حالحاضر فرزند دارم و دلم نمی خواهد که او صدمه ببیند .
 مشاور : نظر همسرتان چیست . آیا او تمایل دارد که ادامه بدهد .
 نه او می گوید « از هم جدا زندگی کنیم » و بچه هم با من باشد اما میگوید بچه را دوست داردو می خواهد به او سر بزند اما خودش می گوید « نمیتوانم مسئولیت نگهداری بچه را بپذیرم » البته همسر من در حال حاضر مواد هم مصرف میکند .
 مشاور : در واقع او نمی خواهد به این زندگی ادامه دهد . خوب نظر شما چیست ؟
 من هم فکر می کنم که ادامه زندگی دشوار است و شاید غیر ممکن باشد اما نگران فرزندم هستم . دلم نمی خواهد که او فرزندم را ببیند و خودم مسئولیت فرزندم را قبول می کنم .
 مشاور : توجه کنید که در هر صورت او پدر فرزندتان است . نباید خشم وعصبانیت شما از همسرتان باعث شود که او پدرش نبیند و حضور او را احساس نکند . متأشفانه یکی از اشتباهاتی که در زمان جدایی انجام می دهیم ، استفاده ابزاری از فرزندان است که هر کدام از زوجین تمایل دارد فرزندان را به سمت خود بکشد و از این طریق خشم پنهان خود را ابراز میکند . در حالی که این مضوع بیشترین صدمات را به فرزند وارد میکند و هر چقدر که کودک کم سن تر باشد این محرومیت اثر منفی بیشتری بر او می گذارد . از ان جا که کودک درک صحیحی از طلاق ندارد معمولاً دچار احساس گناه میشود و نا خود آگاه خود را مقصر اختلافات پدر ومادر می داند . شما باید خیلی مراقب باشید که فرزندتان وخودتان بیشتر از این صدمه نبینید .
 بیشتر نگران اعتیاد او هستم که برای کودکم بد نباشد . چون او می گوید که می خواهد هر از چند گاهی فرزندمان را نزد خودش ببرد .
 مشاور : نگرانی شما منطقی است . البته شما باید در وهله اول بصورت قانونی کفالت فرزندتان را بر عهده بگیرید و با او قرار بگذارید که برای دیدن فرزندتان به منزل شما بیاید و به او با صراحت بگویید تا زمانی که اعتیادت را ترک نکنی نمیتوانی کودک را نزد خودت ببری ولی این حق توست که او را ببینی .
 در مورد خودم هم نگران هستم . من اعتماد به نفس خود را از ذست داده ام .
 مشاور : اعتماد به نفس مفهوم وسیعی است که به همین راحتی نمی توانیم بگوییم آن را از دست داده ایم زیرا همین که شما در مورد زندگی خود مشورت می کنید پس اعتماد به نفس دارید و می دانید که راه هایی برای حل مشکل وجود دارد ولی دچار اشتغالات ذهنی شده اید زیرا شما در یک دوره چهار پنج ساله بحران های زیادی را در زندگی تجربه کرده اید که مسلماً از لحاظ فکری و روحی روی شما تأثیر زیادی داشته است . اولین توصیه من به شما این است که دوره زمانی 2 تا 3 سال را با آ رامش زندگی کنید و از این طریق اغتشاشات ذهنی خود را کاهش دهید . در هر صورت زندگی تلاطم زیادی دارد که برای ثبات آن باید مبارزه کرد . هنر در این است تلاطم ها را درک کنیم و با فکر و درایت جلو برویم و اشتباهات خود را کمتر کنیم . متأسفانه مشکل همه ما اعم از زن ومرد این است که گاهی اشتباهات خود را تکرار میکنیم و راه های غیر واقعی را را برای برای حل مسائل خود در پیش می گیریم . مثل اینکه اگر تصادف کردیم ، تصمیم می گیریم که ماشین خود را عوض کنیم  به جای اینکه رانندگی را به خوبی یاد بگیریم . یعنی به جای حل مسئله گاهی صصورت مسئله را پاک میکنیم . متأسفانه شما هم به اشتباه مشکلات زندگی گذشته خود را ناشی از سن بالای همسرتان می دانستید و این تصور غلط را به زندگی بعدی خود تعمیم دادید و فردی را انتخاب نمودید که تناسب سنی ، اجتماعی و رئانی لتزم را با شما نداشته است . نحوه تصمیم گیری شما میتواند موتأثر از زندگی گذشته و شرایط خانوادگی شما باشد . به عنوان مثال در خانواده های مادر سالار ، وقتی مادر تصمیم گیرنده نهایی است ، مرد در این زندگی ضعیف میشود و دائم در حال اعتراض است و این اعتراض بتدریج حالت عادی پیدا میکند و برای فرزندان نیز این نوع تعامل ، عادی میشود و در اینده احتمال پیاده کردن چنین الگویی در زندگی زنا شویی فرزندان بسیار است و در این جاست که مشکل پیدا می شود .
 در خانواده ما هم همیشه مادر تصمیم گیرنده و قوی تر بود .
 مشاور : آیا شما از فضای حاکم بر خانواده خود راضی بودید ؟
 نه . من و سه خواهر دیگرم دائم با مادرم درگیری داشتیم .
 مشاور : اما خود شما بدون اینکه متوجه شوید الگویی شبیه خانواده خود را ذر زندگی شخصی خودتان پیاده کردید . اکنون که شما متوجه مشکل شده اید باید برای کاهش و رفع آن تلاش کنید . ازدواج برای ما زنان ومردان یک تصمیم خیلی جدی است و بار مسئولیت ان به گردن زنان و مردان هر دو است ولی همانطور که قبلأ عرض کردم شاید به حکم بچه دار شدن ، مسئولیت زنان سنگین تر است و ما موظف هستیم درست تصمیم بگیریم . اگر قرار است که زنان و مادران شایسته ای باشیم ، باید بدانیم که در زندگی و در تصمیم گیری های خود چگونه عمل کنیم و مقدمه این امر ، خود آگاهی است یعنی باید جنبه های مثبت و منفی خود را به خوبی و شاید به کمک یک متخصص روان شناس بشناسید . تفاوت های روانشناختی زن ومرد را بدانید . ملاک های صحیح انتخاب همسر را خصوصأ در شرایطی که شما قرار دارید ، بشناسید . اگر در شناخت خود و محیط خود غفلت کنیم در حق خود و جامغه ظلم کرده ایم . ما در قبال خود ، زندگی مشترک و فرزندانمان مسئول هستیم و نمیتوانیم تصمیمات غلط بگیریم و یا آن را تکرار کنیم . مهم این است که شما چگونه فکر می کنید . شما باید نسبت به نقش یک زن در زندگی مشترک کاملأ واقف  باشید و بدانید که نقش شما در یک زندکی مشترک چیست ؟ احساس میکنم نگران این هستید که کسی میخواهد شما را کنترل کند و این ترس شما به دوران کودکی و رابطه شما با پدر و مادرتان بر می گردد توصیه می کنم برای رفع ترس ها و نگرانی های خود و تصمیم گیری صحیح چند جلسه ای را تحت مشاوره باشید مشکلات آنچنان پیچیده نیست که نتوانید آن را حل کنید .

روزنامه ایران زندگی - چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹- شماره ۴۴۸۸



تاریخ درج مطلب :  11/02/89  

 
دفتر مرکزی : تهران ، خیابان بخارست ، نبش کوچه دهم ، برج ایراتل ، کدپستی 1514743111 ، تلفن : 88555554 ، (18 خط ) ، 1881
کلیه حقوق این سایت متعلق به www.KHEIRIE-ImamReza.ir می باشد. 1387©